عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 84شمارهٔ 84شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ركردیصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای شمع! چو از آتش افسر کردیتا دست به گردن بلا در کردی2نقل کریںدر سر مکن از خویش و غمِ خود خور ازانکبی سرگشتی از آنچه در سر کردی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای شمع! تویی علی الیقین دشمنِ توخود را کشتی خون تو در گردنِ توعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 83اگلی نظمای شمع! اگرچه مجلس افروختهایاما تن نرم و نازکت سوختهایعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 85ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای شمع! تویی علی الیقین دشمنِ توخود را کشتی خون تو در گردنِ توعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 83
اگلی نظمای شمع! اگرچه مجلس افروختهایاما تن نرم و نازکت سوختهایعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 85