عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 83شمارهٔ 83شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ردنتوہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای شمع! تویی علی الیقین دشمنِ توخود را کشتی خون تو در گردنِ تو2نقل کریںبا آتش سوزنده گرفتی سرِخویشتا چند زسرگرفتگی کردنِ تو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای شمع! تُرا ز سوز محروم کنندگر سوز منتْ تمام معلوم کنندعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 82اگلی نظمای شمع! چو از آتش افسر کردیتا دست به گردن بلا در کردیعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 84زمینہم وزن و قافیہ نظمیںتا کی بود این جور و جفا کردن توبیهوده دل خلایق آزردن توحافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 114 - رباعیماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای شمع! تُرا ز سوز محروم کنندگر سوز منتْ تمام معلوم کنندعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 82
اگلی نظمای شمع! چو از آتش افسر کردیتا دست به گردن بلا در کردیعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 84