عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 95شمارهٔ 95شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انخواهمداشتصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد وگفت: سوز جان خواهم داشتتا روز مصیبت جهان خواهم داشت2نقل کریںهر اشک که بود با کنار آوردمیعنی همه نقد در میان خواهم داشت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: کشتهٔ ایاممسرگشتهٔ روزگارِ نافرجاممعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 94اگلی نظمشمع آمد و گفت: گه دلم مُرده شودگه در سوزم عمر به سر بُرده شودعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 96ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: کشتهٔ ایاممسرگشتهٔ روزگارِ نافرجاممعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 94
اگلی نظمشمع آمد و گفت: گه دلم مُرده شودگه در سوزم عمر به سر بُرده شودعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 96