عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 109شمارهٔ 109شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: شتهبودصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای شمع! کسی که چون تو آغشته بوددر علت و دردِ خویش سرگشته بود2نقل کریںخوردی عسل و رشته و دق آوردیبس گرم دماغ تر نه از رشته بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون نیست امید غمگسارم نفسیپس من چکنم با که برآرم نفسیعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 108اگلی نظمای شمعِ جهان فروز! در هر نفسیاز پرتو تو بسوخت پروانه بسیعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 110ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون نیست امید غمگسارم نفسیپس من چکنم با که برآرم نفسیعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 108
اگلی نظمای شمعِ جهان فروز! در هر نفسیاز پرتو تو بسوخت پروانه بسیعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 110