عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 97شمارهٔ 97شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: مبرسدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: جور عالم برسدوین سوختن و اشک دمادم برسد2نقل کریںمن در آتش میروم آتش در منچون من برسم آتش من هم برسد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: گه دلم مُرده شودگه در سوزم عمر به سر بُرده شودعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 96اگلی نظمشمع آمد و گفت: از سر دردی که مراستاشک افشانم بر رخ زردی که مراستعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 98ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: گه دلم مُرده شودگه در سوزم عمر به سر بُرده شودعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 96
اگلی نظمشمع آمد و گفت: از سر دردی که مراستاشک افشانم بر رخ زردی که مراستعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 98