عطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 11شمارهٔ 11شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ادهعجباستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںزلفِ تو به هم در اوفتاده عجب استگه سرکش و گاه سر نهاده عجب است2نقل کریںجانا! مژهٔ من است در آب مدامتیرِ مژهٔ تو آب داده عجب است!◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون خطِّ رخت هست روان چندینیتا چند کنی قصد به جان چندینیعطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 10اگلی نظمچشمِ خوشِ تو که مذهبِ عبهر داشتبس شور که هر مژهٔ او در سر داشتعطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 12ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون خطِّ رخت هست روان چندینیتا چند کنی قصد به جان چندینیعطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 10
اگلی نظمچشمِ خوشِ تو که مذهبِ عبهر داشتبس شور که هر مژهٔ او در سر داشتعطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 12