عطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 12شمارهٔ 12شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: رداشتصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچشمِ خوشِ تو که مذهبِ عبهر داشتبس شور که هر مژهٔ او در سر داشت2نقل کریںتیر و مژهات گرچه به هم میمانستاما مژهٔ تو مزهٔ دیگر داشت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزلفِ تو به هم در اوفتاده عجب استگه سرکش و گاه سر نهاده عجب استعطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 11اگلی نظماز زلفِ شکن بر شکنت میترسموز نرگسِ مستِ پرفنت میترسمعطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 13ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمزلفِ تو به هم در اوفتاده عجب استگه سرکش و گاه سر نهاده عجب استعطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 11
اگلی نظماز زلفِ شکن بر شکنت میترسموز نرگسِ مستِ پرفنت میترسمعطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 13