عطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 10شمارهٔ 10شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انچندینیصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون خطِّ رخت هست روان چندینیتا چند کنی قصد به جان چندینی2نقل کریںابروی تو بر من که کمانی شدهاماز بهرِ چه میکشد کمان چندینی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا غمزهٔ چشم رهزنت راهم زدصد تیرِ جفا بر دلِ آگاهم زدعطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 9اگلی نظمزلفِ تو به هم در اوفتاده عجب استگه سرکش و گاه سر نهاده عجب استعطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 11ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتا غمزهٔ چشم رهزنت راهم زدصد تیرِ جفا بر دلِ آگاهم زدعطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 9
اگلی نظمزلفِ تو به هم در اوفتاده عجب استگه سرکش و گاه سر نهاده عجب استعطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 11