عطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 2شمارهٔ 2شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ردتومیبینممنصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںنی در ره تو گرد تو میبینم مننه هیچ کسی مرد تو میبینم من22نقل کریںهرجا که به گوشهای درون دلشدهای استماتم زدهٔ درد تو میبینم من◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعشقت که به صد هزار جان ارزانی استبحری است که موج او همه حیرانی استعطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 1اگلی نظمبر باطل نیست گر دلم دیوانه استزیرا که تو شمعی و دلم پروانه استعطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 3◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعشقت که به صد هزار جان ارزانی استبحری است که موج او همه حیرانی استعطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 1
اگلی نظمبر باطل نیست گر دلم دیوانه استزیرا که تو شمعی و دلم پروانه استعطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 3