عطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 3شمارهٔ 3شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انهاستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبر باطل نیست گر دلم دیوانه استزیرا که تو شمعی و دلم پروانه است2نقل کریںقصّه چکنم که هر که بودند همهدر تو نرسیدند و دگر افسانه است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنی در ره تو گرد تو میبینم مننه هیچ کسی مرد تو میبینم منعطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 2اگلی نظمنه مرد و نه نامرد توام میدانیزیرا که نه در خورد توام میدانیعطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 4زمینہم وزن و قافیہ نظمیںخطّت دام است و خالت او را دانه استبا دانهٔ تو مرغِ دلم همخانه استعطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 16ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنی در ره تو گرد تو میبینم مننه هیچ کسی مرد تو میبینم منعطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 2
اگلی نظمنه مرد و نه نامرد توام میدانیزیرا که نه در خورد توام میدانیعطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 4
خطّت دام است و خالت او را دانه استبا دانهٔ تو مرغِ دلم همخانه استعطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 16