عطار»مختارنامه»باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 9شمارهٔ 9شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: مزدهنتواندبودصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدل چون دل من غم زده نتواند بودصد واقعه بر هم زده نتواند بود2نقل کریںتا شربت عالم نشود خونابهقوت من ماتم زده نتواند بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل را چو به دردِ عشق افسون کردماز شهر نهاد خویش بیرون کردمعطار»مختارنامه»باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 8اگلی نظمچندان که به جهد اسب جان میرانمچون مینگرم هنوز در زندانمعطار»مختارنامه»باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 10ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدل را چو به دردِ عشق افسون کردماز شهر نهاد خویش بیرون کردمعطار»مختارنامه»باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 8
اگلی نظمچندان که به جهد اسب جان میرانمچون مینگرم هنوز در زندانمعطار»مختارنامه»باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 10