عطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 52شمارهٔ 52شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ویتورسدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبوئی که ز زلف مشکبوی تو رسددل در طلبش بر سر کوی تو رسد2نقل کریںآن زلف سیاهِ تو بلایی سیه استترسم که نیاید که به روی تو رسد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزان خط که به گردِ شکر آوردی توخوندلم و قفای خود خوردی توعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 51اگلی نظمچون گشت دل من از سر زلف تو مستهرگز بندادم ز سر زلف تو دستعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 53زمینہم وزن و قافیہ نظمیںخورشید که باشد که بروی تو رسدیا باد سبک سر که به موی تو رسدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 651ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمزان خط که به گردِ شکر آوردی توخوندلم و قفای خود خوردی توعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 51
اگلی نظمچون گشت دل من از سر زلف تو مستهرگز بندادم ز سر زلف تو دستعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 53