رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 651رباعی شمارهٔ 651شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ویتورسدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںخورشید که باشد که بروی تو رسدیا باد سبک سر که به موی تو رسد2نقل کریںعقلی که کند خواجه گهی شهر وجوددیوانه شود چون سر کوی تو رسد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخواهم که دلم با غم همخو باشدگر دست دهد غمش چه نیکو باشدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 650اگلی نظمخورشید که در خانه بقا می نکندمیگردد جابجا و جا می نکندرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 652زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبوئی که ز زلف مشکبوی تو رسددل در طلبش بر سر کوی تو رسدعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 52ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخواهم که دلم با غم همخو باشدگر دست دهد غمش چه نیکو باشدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 650
اگلی نظمخورشید که در خانه بقا می نکندمیگردد جابجا و جا می نکندرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 652
بوئی که ز زلف مشکبوی تو رسددل در طلبش بر سر کوی تو رسدعطار»مختارنامه»باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق»شمارهٔ 52