عطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 40شمارهٔ 40شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: وررسیدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدردا که جوانی ز بَرَم دور رسیدصد گونه بلای منِ رنجور رسید2نقل کریںکافور دمید از بناگوش برونیعنی که: کفن ساز که کافور رسید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر هیچ ندیدم من و گر دیدم منخود را ز بدانِ بد بتر دیدم منعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 39اگلی نظمشد عقل ز دست و سخت مضطر افتادتا موی چو سیم و روی چون زر افتادعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 41ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر هیچ ندیدم من و گر دیدم منخود را ز بدانِ بد بتر دیدم منعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 39
اگلی نظمشد عقل ز دست و سخت مضطر افتادتا موی چو سیم و روی چون زر افتادعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 41