عطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 39شمارهٔ 39شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ردیدممنصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر هیچ ندیدم من و گر دیدم منخود را ز بدانِ بد بتر دیدم من2نقل کریںمویم همه شد سپید و بر خویش بگشتامّا سرِ مویی بنگر دیدم من◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون روی به پنجاه و به شصت آوردیمچیزی که نشایست به دست آوردیمعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 38اگلی نظمدردا که جوانی ز بَرَم دور رسیدصد گونه بلای منِ رنجور رسیدعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 40ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون روی به پنجاه و به شصت آوردیمچیزی که نشایست به دست آوردیمعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 38
اگلی نظمدردا که جوانی ز بَرَم دور رسیدصد گونه بلای منِ رنجور رسیدعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 40