عطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 25شمارهٔ 25شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انبدهمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر جان خواهد از بن دندان بدهمجان خود چه بود هزار چندان بدهم2نقل کریںدل میخواهد تا به برِ من آیدآری شاید، دل چه بود جان بدهم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدوش آمد و دادِ دلِ سرمستم دادیک عشوه نداد و بوسه پیوستم دادعطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 24اگلی نظماز بس که بخورد خون من بیدادیبیمار شدم نکرد از من یادیعطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 26ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدوش آمد و دادِ دلِ سرمستم دادیک عشوه نداد و بوسه پیوستم دادعطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 24
اگلی نظماز بس که بخورد خون من بیدادیبیمار شدم نکرد از من یادیعطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 26