عطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 57شمارهٔ 57شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: فتندہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآنها که ز باغ عشق گل میرُفتنداز غیرت تو زیر زمین بنهفتند2نقل کریںو آنان که ز وصل تو سخن میگفتندبا خاک یکی شدند و در خون خفتند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماین خود چه عجایبست کآمیختهایهر لحظه هزار شور انگیختهایعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 56اگلی نظمحاصل ز غم عشق توام بدنامیستوین بدنامی جمله ز بیآرامیستعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 58زمینہم وزن و قافیہ نظمیں* آن بیخبران که دُرِّ معنی سُفتند،در چرخ به انواعْ سخنها گفتندخیام»ترانههای خیام (صادق هدایت)»راز آفرینش [ 15-1]»رباعی 14آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماین خود چه عجایبست کآمیختهایهر لحظه هزار شور انگیختهایعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 56
اگلی نظمحاصل ز غم عشق توام بدنامیستوین بدنامی جمله ز بیآرامیستعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 58
* آن بیخبران که دُرِّ معنی سُفتند،در چرخ به انواعْ سخنها گفتندخیام»ترانههای خیام (صادق هدایت)»راز آفرینش [ 15-1]»رباعی 14