عطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 56شمارهٔ 56شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یختهایصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاین خود چه عجایبست کآمیختهایهر لحظه هزار شور انگیختهای2نقل کریںدیدار تو چون ز حدّ ما بود دریغصد پرده ز هر ذرّه درآویختهای◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای کاش دلم را سر آهی بودیجان را ز وصال تو پناهی بودیعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 55اگلی نظمآنها که ز باغ عشق گل میرُفتنداز غیرت تو زیر زمین بنهفتندعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 57ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای کاش دلم را سر آهی بودیجان را ز وصال تو پناهی بودیعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 55
اگلی نظمآنها که ز باغ عشق گل میرُفتنداز غیرت تو زیر زمین بنهفتندعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 57