عطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 32شمارهٔ 32شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اریبودصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدردا که غرور بود و بسیاری بودیک یک مویم بتی و زنّاری بود2نقل کریںپنداشته بودم که مرا کاری بودچه کار و کدام کار پنداری بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیک عاشق پاک و یک دل زنده کجاستیک سوخته بی فکر پراکنده کجاستعطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 31اگلی نظمبیچاره دلم که خویش حُرْ میپنداشتبا دست تهی کیسهٔ پر میپنداشتعطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 33ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیک عاشق پاک و یک دل زنده کجاستیک سوخته بی فکر پراکنده کجاستعطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 31
اگلی نظمبیچاره دلم که خویش حُرْ میپنداشتبا دست تهی کیسهٔ پر میپنداشتعطار»مختارنامه»باب دوازدهم: در شكایت از نفس خود»شمارهٔ 33