لعلت که خجل کرد گل رعنا را
از پسته نمود خالِ مشک آسا را
میخواستم از پستهٔ سبزت شکری
تو بر در بسته خط نوشتی ما را
زمین
چون عهده نمیشود کسی فردا را
حالی خوش کن تو این دلِ سودا را
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)دم را دریابیم [143-108]رباعی 112
چون عهده نمیشود کسی فردا را
حالی خوش دار این دلِ پر سودا را
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 2
ای باد سحر خبر بده مر ما را
در ره دیدی آن دل آتشپا را
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 17
دیدم در خواب ساقیِ زیبا را
بر دست گرفته ساغرِ صهبا را
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 50
این سودایی که میدواند ما را
هرگز نتوان نشاند این سودا را
عطارمختارنامهباب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفریدشمارهٔ 2
چون عهده نمیکند کسی فردا را
یک امشب خوش کن دلِ پر سودا را
عطارمختارنامهباب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریاتشمارهٔ 44
فارسی متن کا ماخذ: گنجور