چون عهده نمیکند کسی فردا را
یک امشب خوش کن دلِ پر سودا را
مینوش به نور ماه ای ماه که ماه
بسیار بتابد که نیابد ما را
زمین
چون عهده نمیشود کسی فردا را
حالی خوش کن تو این دلِ سودا را
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)دم را دریابیم [143-108]رباعی 112
چون عهده نمیشود کسی فردا را
حالی خوش دار این دلِ پر سودا را
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 2
ای باد سحر خبر بده مر ما را
در ره دیدی آن دل آتشپا را
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 17
دیدم در خواب ساقیِ زیبا را
بر دست گرفته ساغرِ صهبا را
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 50
لعلت که خجل کرد گل رعنا را
از پسته نمود خالِ مشک آسا را
عطارمختارنامهباب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوقشمارهٔ 1
این سودایی که میدواند ما را
هرگز نتوان نشاند این سودا را
عطارمختارنامهباب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفریدشمارهٔ 2
فارسی متن کا ماخذ: گنجور