عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 100شمارهٔ 100شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: زارہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمن شمع توام که گر بسوزم صد بارگویی که ز صد رسیده نوبت به هزار2نقل کریںچون شمع نداریم زمانی بیکارتا میسوزم به درد و میگریم زار◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا از سر زلفت خبرم میماندجان بر لب و خون برجگرم میماندعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 99اگلی نظمبر بوی وصال میدویدم همه سالگفتی بنشانمت ازین کار محالعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 101زمینہم وزن و قافیہ نظمیںتادور فتادهام از آن نادره کاردل گشت به صد پاره و صد شد به هزارعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 23ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتا از سر زلفت خبرم میماندجان بر لب و خون برجگرم میماندعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 99
اگلی نظمبر بوی وصال میدویدم همه سالگفتی بنشانمت ازین کار محالعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 101
تادور فتادهام از آن نادره کاردل گشت به صد پاره و صد شد به هزارعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 23