عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 99شمارهٔ 99شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: رممیماندصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا از سر زلفت خبرم میماندجان بر لب و خون برجگرم میماند2نقل کریںمن شمعِ توام که در هوای رخ تودر سوخت تنم تا اثرم میماند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون شمع ز سوختن دمی دم نزنمتا دست در آن کمند پُر خم نزنمعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 98اگلی نظممن شمع توام که گر بسوزم صد بارگویی که ز صد رسیده نوبت به هزارعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 100ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون شمع ز سوختن دمی دم نزنمتا دست در آن کمند پُر خم نزنمعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 98
اگلی نظممن شمع توام که گر بسوزم صد بارگویی که ز صد رسیده نوبت به هزارعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 100