عطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 42شمارهٔ 42شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: نمیگویندصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگاهی ز نو و گه ز کهن میگویندگاهی ز کن و گه ز مکن میگویند2نقل کریںهر چند فراغتیست لیک از سرِ لطفبا ما به زبان ما سخن میگویند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن روز که آفتاب انجم میریختصد عالم پر قطره ز قلزم میریختعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 41اگلی نظمدر عالم جان نه مرد پیداست نه زنچه عالم جان نه جان هویداست نه تنعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 43ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن روز که آفتاب انجم میریختصد عالم پر قطره ز قلزم میریختعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 41
اگلی نظمدر عالم جان نه مرد پیداست نه زنچه عالم جان نه جان هویداست نه تنعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 43