عطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 41شمارهٔ 41شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ممیریختصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن روز که آفتاب انجم میریختصد عالم پر قطره ز قلزم میریخت2نقل کریںناگه به کلوخ آدم اندر نگریستزان وقت ازان کلوخ مردم میریخت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر چیز که آن ز نیستی در پیوستهستند همه از می این واقعه مستعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 40اگلی نظمگاهی ز نو و گه ز کهن میگویندگاهی ز کن و گه ز مکن میگویندعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 42ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر چیز که آن ز نیستی در پیوستهستند همه از می این واقعه مستعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 40
اگلی نظمگاهی ز نو و گه ز کهن میگویندگاهی ز کن و گه ز مکن میگویندعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 42