عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 70شمارهٔ 70شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ربایدسوختصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: پا و سر باید سوختهر لحظه به آتش دگر باید سوخت2نقل کریںوقتی که به جمع روشنی بیش دهمگر خواهم وگرنه بیشتر باید سوخت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: انجمنم باید ساختبا سوختن جان و تنم باید ساختعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 69اگلی نظمشمع آمد و گفت: خویشتن میتابمجان میسوزم به درد و تن میتابمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 71ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: انجمنم باید ساختبا سوختن جان و تنم باید ساختعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 69
اگلی نظمشمع آمد و گفت: خویشتن میتابمجان میسوزم به درد و تن میتابمعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 71