عطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 13شمارهٔ 13شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: لمهیچامدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز حادثهٔ آب و گلم هیچ آمدوز واقعهٔ جان و دلم هیچ آمد2نقل کریںحاصل به هزار حیله کردم همه چیزتا زان همه چیز حاصلم هیچ آمد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر من فلکم به مرتبت ور ملخمدر حضرت آفتاب حق کم ز یخمعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 12اگلی نظمآن دل که سراسیمهٔ عالم بودییک ذرّه ندید از همه عالم سودیعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 14ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر من فلکم به مرتبت ور ملخمدر حضرت آفتاب حق کم ز یخمعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 12
اگلی نظمآن دل که سراسیمهٔ عالم بودییک ذرّه ندید از همه عالم سودیعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 14