عطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 12شمارهٔ 12شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: خمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر من فلکم به مرتبت ور ملخمدر حضرت آفتاب حق کم ز یخم2نقل کریںصدبار و هزار بار معلومم شدکز هیچ حساب نیستم چند چخم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعمری بدویدم از سر بیخبریگفتم که مگر به عقل گشتم هنریعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 11اگلی نظماز حادثهٔ آب و گلم هیچ آمدوز واقعهٔ جان و دلم هیچ آمدعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 13ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعمری بدویدم از سر بیخبریگفتم که مگر به عقل گشتم هنریعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 11
اگلی نظماز حادثهٔ آب و گلم هیچ آمدوز واقعهٔ جان و دلم هیچ آمدعطار»مختارنامه»باب بیست و هفتم: در نومیدی و به عجز معترف شدن»شمارهٔ 13