عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 5شمارهٔ 5شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اباستمراصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: این چه عذاب است مراکز آتش و از چشم پرآب است مرا2نقل کریںسررشتهٔ من به دست آتش دادندجان در غم و دل در تب و تاب است مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: جانِ من میسوزدوز جان تن ناتوانِ من میسوزدعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 4اگلی نظمشمع آمد و گفت: تا تنم زنده بودجان بر سرِ من آتشِ سوزنده بودعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 6ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: جانِ من میسوزدوز جان تن ناتوانِ من میسوزدعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 4
اگلی نظمشمع آمد و گفت: تا تنم زنده بودجان بر سرِ من آتشِ سوزنده بودعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 6