عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 4شمارهٔ 4شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انمنمیسوزدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: جانِ من میسوزدوز جان تن ناتوانِ من میسوزد2نقل کریںسوگند همی خورم به جان و سرِ خویشوز سوگندم زبانِ من میسوزد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: جان فشان آمدهامکز کشتن و سوختن به جان آمدهامعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 3اگلی نظمشمع آمد و گفت: این چه عذاب است مراکز آتش و از چشم پرآب است مراعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 5ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: جان فشان آمدهامکز کشتن و سوختن به جان آمدهامعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 3
اگلی نظمشمع آمد و گفت: این چه عذاب است مراکز آتش و از چشم پرآب است مراعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 5