عطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 8شمارهٔ 8شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ممنصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدوش آمد و گفت: ای شب و روزت غمِ منهرگز نشوی تا تو توئی همدمِ من2نقل کریںمن خورشیدم تو سایهای بر سرِخاکتا محو نگردی نشوی محرَمِ من◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدوش آمد و گفت: خانهٔ ما آخرروشن بکن ای یگانهٔ ما آخرعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 7اگلی نظمدوش آمد و گفت: گردِ تو حلقه کنیمپیراهنِ خونینِ دلت خرقه کنیمعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 9ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدوش آمد و گفت: خانهٔ ما آخرروشن بکن ای یگانهٔ ما آخرعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 7
اگلی نظمدوش آمد و گفت: گردِ تو حلقه کنیمپیراهنِ خونینِ دلت خرقه کنیمعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 9