عطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 9شمارهٔ 9شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: رقهكنیمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدوش آمد و گفت: گردِ تو حلقه کنیمپیراهنِ خونینِ دلت خرقه کنیم22نقل کریںما تخت میان دل ازان بنهادیمتا طالبِ خویش را به خون غرقه کنیم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدوش آمد و گفت: ای شب و روزت غمِ منهرگز نشوی تا تو توئی همدمِ منعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 8اگلی نظمدوش آمد و گفت: گِردِ اِعزاز مگردخواری طلب و دگر سرافراز مگردعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 10◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدوش آمد و گفت: ای شب و روزت غمِ منهرگز نشوی تا تو توئی همدمِ منعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 8
اگلی نظمدوش آمد و گفت: گِردِ اِعزاز مگردخواری طلب و دگر سرافراز مگردعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 10