عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 86شمارهٔ 86شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: فتهندیدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای شمع! چو تو هیچ کس آشفته ندیددر سوز یکی مست جگر تفته ندید2نقل کریںهرگز چشمی در همه آفاق چو تویک سوختهٔ ز سر برون رفته ندید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای شمع! اگرچه مجلس افروختهایاما تن نرم و نازکت سوختهایعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 85اگلی نظمای شمع! مگر چنان گمانْت افتادستکاتش ز زبان در دل و جانْت افتادستعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 87ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای شمع! اگرچه مجلس افروختهایاما تن نرم و نازکت سوختهایعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 85
اگلی نظمای شمع! مگر چنان گمانْت افتادستکاتش ز زبان در دل و جانْت افتادستعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 87