عطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 11شمارهٔ 11شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انیافتہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر دل که ز ذوق آن حقیقت جان یافتهر چیز که یافت جامهٔ جانان یافت2نقل کریںآن را منشین که یک دمش نتوان دیدآن را مطلب که هرگزش نتوان یافت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعاشق تن خود با غم پیوست دهدهر دم تابی در دل سرمست دهدعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 10اگلی نظمچون کس نرسد به وصل دلخواه ای دل!تو هم نرسی چند کنی آه ای دل!عطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 12زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچون بلبل مست راه در بستان یافتروی گل و جام باده را خندان یافتخیام»رباعیات»رباعی شمارهٔ 25گفتم: جانا هیچ کسی جانان یافتیا در همه عمر آن چه همی جست آن یافتعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 41ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعاشق تن خود با غم پیوست دهدهر دم تابی در دل سرمست دهدعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 10
اگلی نظمچون کس نرسد به وصل دلخواه ای دل!تو هم نرسی چند کنی آه ای دل!عطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 12
گفتم: جانا هیچ کسی جانان یافتیا در همه عمر آن چه همی جست آن یافتعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 41