عطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 12شمارهٔ 12شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اهایدلصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون کس نرسد به وصل دلخواه ای دل!تو هم نرسی چند کنی آه ای دل!2نقل کریںمیپنداری که ره توان برد بدوهرگز نتوان برد بدو راه ای دل!◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر دل که ز ذوق آن حقیقت جان یافتهر چیز که یافت جامهٔ جانان یافتعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 11اگلی نظمای دل ز پی دلیل نتوانی شدموری تو حریف پیل نتوانی شدعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 13ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر دل که ز ذوق آن حقیقت جان یافتهر چیز که یافت جامهٔ جانان یافتعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 11
اگلی نظمای دل ز پی دلیل نتوانی شدموری تو حریف پیل نتوانی شدعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 13