عطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 43شمارهٔ 43شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انهستہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر قرب تو گر هست دل دیوانهستجان را طمع وصال تو افسانهست2نقل کریںچون هرچه که هست در تو میباید باختسبحان الله! این چه مقامر خانهست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپیوسته به چشم دل نظر باید کردوانگه به درونِ جان سفر باید کردعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 42اگلی نظمدر عشق تو سودا و جنون بنهادیموز دیده و دل آتش و خون بنهادیمعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 44زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدل نیست مرا، یکی مصیبتخانهستجان نیز یکی سوختهٔ دیوانهستعطار»مختارنامه»باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی»شمارهٔ 26ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمپیوسته به چشم دل نظر باید کردوانگه به درونِ جان سفر باید کردعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 42
اگلی نظمدر عشق تو سودا و جنون بنهادیموز دیده و دل آتش و خون بنهادیمعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 44
دل نیست مرا، یکی مصیبتخانهستجان نیز یکی سوختهٔ دیوانهستعطار»مختارنامه»باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی»شمارهٔ 26