عطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 44شمارهٔ 44شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ونبنهادیمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر عشق تو سودا و جنون بنهادیموز دیده و دل آتش و خون بنهادیم2نقل کریںچون پردهٔ خود، خودی خود میدیدیمکلّی خود را هم از برون بنهادیم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر قرب تو گر هست دل دیوانهستجان را طمع وصال تو افسانهستعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 43اگلی نظمدر عشق تو رازی و نیاز آوردیمچون شمع بسی سوز و گداز آوردیمعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 45ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر قرب تو گر هست دل دیوانهستجان را طمع وصال تو افسانهستعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 43
اگلی نظمدر عشق تو رازی و نیاز آوردیمچون شمع بسی سوز و گداز آوردیمعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 45