عطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 14شمارهٔ 14شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: دممصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشمع آمد و گفت: هر زمان چون قلممگاز از سرِکین سرافکند در قدمم2نقل کریںبسیار به عجز گاز را دم دادمهم درگیرد که آتشین است دمم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشمع آمد و گفت: در دلم خونم سوختکاتش همه شب درون و بیرونم سوختعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 13اگلی نظمشمع آمد و گفت:چند سرگشته شومآن اولیتر که با سررشته شومعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 15ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشمع آمد و گفت: در دلم خونم سوختکاتش همه شب درون و بیرونم سوختعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 13
اگلی نظمشمع آمد و گفت:چند سرگشته شومآن اولیتر که با سررشته شومعطار»مختارنامه»باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع»شمارهٔ 15