عطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 39شمارهٔ 39شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ازیممیایدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںنه فخر ز سرفرازیم میآیدنه عار ز حیله سازیم میآید2نقل کریںچندان که به سِرِّ کار در مینگرممانند خیال بازیم میآید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهیچم همه تا با خود و با خویشتنمهستم همه تا با خود و با جان و تنمعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 38اگلی نظممن ماندهام و لیک بی من منیییفارغ شده از تیرگی و روشنیییعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 40ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهیچم همه تا با خود و با خویشتنمهستم همه تا با خود و با جان و تنمعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 38
اگلی نظممن ماندهام و لیک بی من منیییفارغ شده از تیرگی و روشنیییعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 40