عطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 40شمارهٔ 40شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: نیییصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمن ماندهام و لیک بی من منیییفارغ شده از تیرگی و روشنییی22نقل کریںچون حاصل شد مرا ز من ایمنییینه دوستیم بماند نه دشمنییی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنه فخر ز سرفرازیم میآیدنه عار ز حیله سازیم میآیدعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 39اگلی نظمزان روز که در صدر خودی بنشستمتا بنشستم به بیخودی پیوستمعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 41◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنه فخر ز سرفرازیم میآیدنه عار ز حیله سازیم میآیدعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 39
اگلی نظمزان روز که در صدر خودی بنشستمتا بنشستم به بیخودی پیوستمعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 41