عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 41شمارهٔ 41شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ندهبمردصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای دل دیدی که هر که شد زنده بمُردجاوید خدای ماند ار بنده بمُرد2نقل کریںجان آتش و تن چوموم شمع است مراچون موم بسوخت آتش سوزنده بمُرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدانی تو که شمع را چرا افروزندتا کشتنش و سوختنش آموزندعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 40اگلی نظمامروز منم عهد مصیبت بستهبرخاسته دل میان خون بنشستهعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 42ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدانی تو که شمع را چرا افروزندتا کشتنش و سوختنش آموزندعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 40
اگلی نظمامروز منم عهد مصیبت بستهبرخاسته دل میان خون بنشستهعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 42