عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 40شمارهٔ 40شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: وزندصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدانی تو که شمع را چرا افروزندتا کشتنش و سوختنش آموزند2نقل کریںچون آتش سوزنده غیب است بسیچیزی باید که دایمش میسوزند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگفتی چه کنم تا شب من گردد روزوز نورِ سوادِ فقر گردم فیروزعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 39اگلی نظمای دل دیدی که هر که شد زنده بمُردجاوید خدای ماند ار بنده بمُردعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 41ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگفتی چه کنم تا شب من گردد روزوز نورِ سوادِ فقر گردم فیروزعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 39
اگلی نظمای دل دیدی که هر که شد زنده بمُردجاوید خدای ماند ار بنده بمُردعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 41