عطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 12شمارهٔ 12شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ازنشدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدردا که دلم واقف آن راز نشدجان نیز دمی محرمِ دمساز نشد2نقل کریںچه غصّه بود ورای آن در دو جهانکاین چشم فراز گشت و آن باز نشد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر چند ز ننگِ خود خبردار نهایماز دوستی خویش سرانداز نهایمعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 11اگلی نظمهم عقل درین واقعه مضطر افتادهم روح ز دست رفت و بر سر افتادعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 13زمینہم وزن و قافیہ نظمیںطی املم به جهد و پرواز نشدکارم به طواف و سعی دلساز نشدنظیری نیشابوری»دیوان اشعار»رباعیات»شمارهٔ 36ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهر چند ز ننگِ خود خبردار نهایماز دوستی خویش سرانداز نهایمعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 11
اگلی نظمهم عقل درین واقعه مضطر افتادهم روح ز دست رفت و بر سر افتادعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 13