عطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 11شمارهٔ 11شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ازنهایمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر چند ز ننگِ خود خبردار نهایم از دوستی خویش سرانداز نهایم2نقل کریںعمریست که چون چرخ درین میگردیمیک ذرّه هنوز واقف راز نهایم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنه در صفِ صاحبنظران خواهی مُردنه در صفتِ دیدهوران خواهی مُردعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 10اگلی نظمدردا که دلم واقف آن راز نشدجان نیز دمی محرمِ دمساز نشدعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 12ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمنه در صفِ صاحبنظران خواهی مُردنه در صفتِ دیدهوران خواهی مُردعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 10
اگلی نظمدردا که دلم واقف آن راز نشدجان نیز دمی محرمِ دمساز نشدعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 12