عطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 12شمارهٔ 12شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ینمینرسیصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدوش آمد و گفت: بی یقین مینرسیگاهی ز فلک گه ز زمین مینرسی22نقل کریںساکن شو و تن فرو ده و خوش دل باشماییم همه به جز چنین مینرسی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدوش آمد و گفت: مرغِ دل عاجز نیستدر پرده بدارش که جز او را عزّ نیستعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 11اگلی نظمدوش آمد و گفت: خویش را دشمن باشدر تیرگی اوفتادهٔ روشن باشعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 13◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدوش آمد و گفت: مرغِ دل عاجز نیستدر پرده بدارش که جز او را عزّ نیستعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 11
اگلی نظمدوش آمد و گفت: خویش را دشمن باشدر تیرگی اوفتادهٔ روشن باشعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 13