عطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 11شمارهٔ 11شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: نیستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدوش آمد و گفت: مرغِ دل عاجز نیستدر پرده بدارش که جز او را عزّ نیست2نقل کریںچون هر دو جهان به زیر پر دارد دلبیرون شدنش ز آشیان هرگز نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدوش آمد و گفت: گِردِ اِعزاز مگردخواری طلب و دگر سرافراز مگردعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 10اگلی نظمدوش آمد و گفت: بی یقین مینرسیگاهی ز فلک گه ز زمین مینرسیعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 12ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدوش آمد و گفت: گِردِ اِعزاز مگردخواری طلب و دگر سرافراز مگردعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 10
اگلی نظمدوش آمد و گفت: بی یقین مینرسیگاهی ز فلک گه ز زمین مینرسیعطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 12