عطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 34شمارهٔ 34شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ادمراصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجانا! ز غم عشق تو فریاد مراکز عشق تو جز دریغ نگشاد مرا2نقل کریںهر ذرّه اگر گره گشایی گرددحل کی شود این واقعه کافتاد مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگاه از شادی چو شمع میافروزمگاهی چو چراغی از غمش میسوزمعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 33اگلی نظمزلفت که از او نفع و ضرر در غیب استهر مویش را هزار سر در غیب استعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 35ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگاه از شادی چو شمع میافروزمگاهی چو چراغی از غمش میسوزمعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 33
اگلی نظمزلفت که از او نفع و ضرر در غیب استهر مویش را هزار سر در غیب استعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 35