صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »مختارنامه
  3. »باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق
  4. »شمارهٔ 31

شمارهٔ 31

شاعر: عطار

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: ابی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
1

دوشش دیدم چو زلف خود در تابی

میشد چو مرا بدید در غرقابی

2

گفتا که برِ تو خواهم آمد فردا

گفتم:‌اگر امشبم ببینی خوابی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

دی گفت: کجا شدی،‌چنین میباید

از دوست جدا شدی، چنین میباید

عطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 30

اگلی نظم

امشب بَرِ ما مست که آورد ترا

وز پرده بدین دست که آورد ترا

عطار»مختارنامه»باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق»شمارهٔ 32

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای در دل هر کسی ز مهرت تابی

وی از تو تضرعی بهر محرابی

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1725

بی‌آتش عشق تو نخوردم آبی

بی‌نقش خیال تو ندیدم آبی

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1804

یک شفتالو از آن لبِ عَنّابی

پُر کرد جهان ز بویِ سیب و آبی

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 1994

در پیش خودم همی کنی آنجابی

پس در عقبم همی زنی پرتابی

سنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 382

از عشق تو در جگر ندارم آبی

چون بنشانم ز آتش دل تابی

عطار»مختارنامه»باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن»شمارهٔ 14

بر هر وجهی که بستهٔ اسبابی

مرگت کند آگه که کنون در خوابی

عطار»مختارنامه»باب بیست و دوم: در روی به آخرت آوردن و ترك دنیا كردن»شمارهٔ 21

هر کس که ز زلف تو ندارد تابی

از چشمهٔ خضر تو نیابد آبی

عطار»مختارنامه»باب سیزدهم: در ذمِّ مردمِ ب‍یحوصله و معانی كه تعلّق به»شمارهٔ 30

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور