صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »منطق‌الطیر
  3. »فی‌وصف حاله
  4. »گفتهٔ پاک‌دینی که سی‌سال عمر بی‌خود می‌گذارد

گفتهٔ پاک‌دینی که سی‌سال عمر بی‌خود می‌گذارد

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

پاک دینی گفت سی سال تمام

عمر بی‌خود می‌گذارم بر دوام

2

همچو اسمعیل در خود ناپدید

آن زمان کو را پدر سر می‌برید

3

چون بود آنکس که او عمری گذاشت

همچو آن یک دم که اسمعیل داشت

4

کس چه داند تا درین حبس تعب

عمر خود چون می‌گذارم روز و شب

5

گاه می‌سوزم چو شمع از انتظار

گاه می‌گریم چو ابر نوبهار

6

تو فروغ شمع می‌بینی خوشی

می‌نبینی در سر او آتشی

7

آنک از بیرون کند در تن نگاه

کی بود هرگز درون سینه راه

8

در خم چوگان چه گویی، هیچ جای

می‌ندانم پای از سر، سر ز پای

9

از وجودم خود نکردم هیچ سود

کانچ کردم وانچ گفتم هیچ بود

10

ای دریغا نیست از کس یاریم

عمر ضایع گشت در بی‌کاریم

11

چون توانستم ندانستم ، چه سود

چون بدانستم، توانستم نبود

12

این زمان جز عجز و جز بیچارگی

می‌ندارم چارهٔ یک بارگی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

راه بینی وقت پیچاپیچ مرگ

گفت چون ره را ندارم زاد و برگ

عطار»منطق‌الطیر»فی‌وصف حاله»گفتار مردی راه‌بین هنگام مرگ

اگلی نظم

چون بشد شبلی ازین جای خراب

بعد از آن دیدش جوانمردی به خواب

عطار»منطق‌الطیر»فی‌وصف حاله»گفتار شبلی که پس از مردن به خواب جوانمردی آمد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور