صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »منطق‌الطیر
  3. »فی‌وصف حاله
  4. »گفتار شبلی که پس از مردن به خواب جوانمردی آمد

گفتار شبلی که پس از مردن به خواب جوانمردی آمد

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

چون بشد شبلی ازین جای خراب

بعد از آن دیدش جوانمردی به خواب

2

گفت حق با تو چه کرد ای نیک‌بخت‌؟

گفت چون شد در حسابم کار سخت

3

چون مرا بس خویشتن دشمن بدید

ضعف و نومیدی و عجز من بدید

4

رحمتش آمد بدان بیچارگیم

پس ببخشود از کرم یک بارگیم

5

خالقا بیچارهٔ راهم تو را

همچو موری لنگ در چاهم تو را

6

من نمی‌دانم که من اهل چه‌ام

یا کجاام یا کدامم یا که‌ام

7

بی‌تنی بی‌دولتی بی‌حاصلی

بی‌نوایی بی‌قراری بی‌دلی

8

عمر در خون جگر بگداخته

بهره‌ای از عمر ناپرداخته

9

هر‌چه کرده جمله تاوان آمده

جان به لب عمرم به پایان آمده

10

دل ز دستم رفته و دین گم شده

صورتم نامانده معنی گم شده

11

من نه کافر نه مسلمان مانده

در میان هر دو حیران مانده

12

نه مسلمانم نه کافر‌، چون کنم‌؟

مانده سرگردان و مضطر‌، چون کنم‌؟

13

در دری تنگم گرفتار آمده

روی در دیوار پندار آمده

14

بر من بیچاره این در برگشای

وین ز راه‌افتاده را راهی نمای

15

بنده را گر نیست زاد راه هیچ

می‌نیاساید ز اشک و آه هیچ

16

هم توانی سوخت از آهش گناه

هم ز اشکش شست دیوان سیاه

17

هر که دریاهای اشکش حاصل است

گو بیا کو درخور این منزل است

18

وانک او را دیدهٔ خون‌بار نیست

گو برو کو را بر ما کار نیست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

پاک دینی گفت سی سال تمام

عمر بی‌خود می‌گذارم بر دوام

عطار»منطق‌الطیر»فی‌وصف حاله»گفتهٔ پاک‌دینی که سی‌سال عمر بی‌خود می‌گذارد

اگلی نظم

در رهی می‌رفت پیری راهبر

دید از روحانیان خلقی مگر

عطار»منطق‌الطیر»فی‌وصف حاله»سال پیری راهبر از روحانیانی که نقد از هم می‌ربودند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور